تبليغاتX
چشم به راه...
























چشم به راه...

مهدی جان

سوالی ساده دارم از حضورت

من آیا زنده ام وقت ظهورت؟

اگر که آمدی من رفته بودم

اسیر سال و ماه و هفته بودم

دعایم کن دوباره جان بگیرم

بیایم در رکاب تو بمیرم

نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 9:15 توسط چشم به راه|

در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد نگهم خواب ندارد قلمم گوشه ی دفتر غزل ناب ندارد

همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق دیوانه ی دلسوخته ارباب ندارد؟

تو کجایی؟

شده ام باز هوایی

چه شود جمعه ی این هفته بیایی؟

نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 9:10 توسط چشم به راه|

سلام

نمی دونم چرا همش دلتنگم از همه چی دلم گرفته هر کاری می کنم از دید همه ایراد داره چرا نمی دونم.

شاید زیادی حساس شدم و بازم نمی دونم چه کنم؟گاهی از دنیا و هر چی تو اونه خسته میشم الان یک ماهه این طور شدم محرم و صفر بدتر میشم آخه زندگی خودم یه کنار زندگی ارباب یه کنار.خدا یه امتحانایی از ما می کنه که می ترسم گاهی نتونم شاگرد خوبی از آب دربیام .می ترسم راهکار دارین؟حتما جواب بدین .....ممنون.

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 20:1 توسط چشم به راه|

سلام دوستای خوبم امروز آمدم تا درباره ی رسالتمون در زمان حاضر از قیام عاشورا صحبت کنم :

می دونستین فردی به نام حنظله فرزند عبدالله بعد از عاشورا چه کرد؟

او به شام رفت تا بعد عاشورا بداند در شام چه خبر است وفهمید که مسلمانان روزگار یزید او را قبول کرده بودند و او گفت:تا زمانی که در شام بودم هر لحظه بیم آن داشتم که از آسمان سنگ ببارد.

روژه گارودی در یکی از کتاب هایش می آورد که جهان غرب می خواهد انحراف را انحراف جلوه ندهد.

ما نباید به عاشورا تک بعدی بنگریم ما به یک نهضت علمی نیاز داریم مانند سید بن طاووس که این کار را انجام داد .

سه محور دنیای اسلام در زمان امام حسین(ع) :۱-مکه و مدینه   ۲-عراق (کربلا)     ۳-شام    

که امام حسین(ع) هر سه را تحت نظر خود قرار داده بود.

شمر لعنتی با ۶۰۰۰ نفر به کربلا آمده بود و از کوفه بود.

به تاسوعا "یوم الحوصره" می گویند.

 

نوشته شده در شنبه سوم دی 1390ساعت 15:56 توسط چشم به راه|

کلا من نق نقو نیستم تقریبا درد رو بی سروصدا تحمل می کنم ولی چی کشیدم و چی بگم و از کجا بگم؟صبح بخیراینم درد دل یک دوست بود حالا می خوام به اون و به همه ی اونایی که درد جسمی دارن بگم:شماها خبر ندارین خدای مهربونمون چقدر ماها رو دوست داشته وداره که بهمون درد داده تا اولا گناهامون بریزه ثانیا امتحانمون می کنه تا ببینه کی خدای نکرده نق می زنیم یا شکایت می کنیم واز همه بالاتر این که امتحان به خاطر اینه که :هر که در این جا مقرب تر یا به زبون خودمون نزدیک تر باشه جام بلا بیشترش می دهند یعنی دوست عزیزم خدا ما رو انتخاب کرده


فکر کن بزرگ ترین مقامات این دنیا و اون دنیا ما رو انتخاب کرده تا سوالای سخت ازمون داشته باشه و گفته اگه خوب جوابشو بدیم برامون جایزه های رنگارنگ تهیه دیده ما رو می بره دیدن یه عده ای که همیشه می خواستیم ببینیمشون ولی نمی شده فکر کن چه خدای خوبی داریم


دیگه این که آخه تو همین دنیا تا ما زحمتی نکشیم حقوق یا خونه یا ماشین و چیزای دیگه رو به دست

  میاریم؟ بیاین از این به بعد دیگه تو جلسات امتحان نق نزنیم باشه ؟بی خوابی زده به سرم گفتم مدیریت زمان داشته باشم

نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 6:19 توسط چشم به راه|

از دوری ارباب دلم داره می ترکه .کاش می شد برم کربلا و ضریحشو بغل بگیرم وزار بزنم اگه راهم بده بهش میگم تو دنیا چی کشیدم بهش میگم از دنیا خیلی وقته از دنیا خسته شدم

چی دارم میگم دیوونه شدم انگار آخه این امام مهربون که هر جا باشیم ما رو می بینه پس چرا اینقدر دلم گرفته ؟می دونین بین الحرمین و حرم اباعبدالله وحرم حضرت ابالفضل و حرم بابام حضرت علی خیلی با صفاست من که رفتم اونجا از دنیا کنده شدم و چه حس خوبیه که تو دنیا باشی ودلبسته ی اون نباشی من که خیلی شاد میشم وقتی می بینم  هم تو دنیا کارای معمولمو می کنم و هم دلبسته ش نیستم فقط یه مشکلی دارم که اگه حل بشه خیالم راحت میشه و اگه اون موقع حضرت قابض الارواح یا همون حضرت عزراییل خودمون بیاد لبیک رو میگم و میرم ......

برام دعا کنین که حل بشه و همه ی ما عاقبت بخیر از دنیا بریم و امام حسین به دادمون برسن.

ولی با همه ی این حرفا دلم هنوز تنگه من بچه ی محرمم و تو همین ماه به دنیا اومدم کاش تو یکی از همین روضه ها و یا تو سینه زنی ها هم پر بکشم و برم پیش کسانی که دوستشون دارم

راستی که دلم واسه مادرمون حضرت زهرا تنگ شده ما که هیچ کدوم یادمون نمیاد ولی می دونم همه ی این عزیزانو تو عالم ذر دیدیم .عاتم ذر همون دنیاییه که قبل از تولدمون توش بودیم......

به امید اون روز اشکامو پاک می کنم  من براتون دعا می کنم ولی قول بدین شما عزیزان هم برای حاجت من دعا کنین.... 

خدایا اول پاک کن بعدا خاک کن آمین

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 15:51 توسط چشم به راه|

نمی دونم به بعضی ها چی باید گفت امروز به امام سجاد(ع) چی گذشت وقتی تمام شهدا رو به خاک کربلا سپردند تا اونا رو حفظ کنه .اونوقت یه عده ای میان خونه ی آدم می گن و می خندن ومیرن و موقع رفتنم چند تا قلمبه می گن وخدا حافظ.....

با خودم فکر می کنم چرا ما آدما چرا درست نمی شیم ؟شعبان و رمضان و رجب و محرم و صفر میاد و میره ولی هیچ تاثیری روی ما نمی گذاره

دارم از دست خودم و همه ی اونایی که می شناسمشون دق می کنم

هیشکی به فکر امام زمانمون (عج) نیست خوب معتومه که با آدمایی مثل ماها ظهور نمی کنن آخه کدوم کارمون درسته ؟عبادتمون یا کار کردنمون یا درس خوندنمون یا معاملات بازارمون یا .....

آقا دلتونو به ما خوش نکنین ما درست بشو نیستیم اما من بیچاره با این همه گناهام خیلی دوستتون دارم

باز هم برگی دگر از دفتر تاریخ را کندم

دگر بی تاب گشتم

آب گشتم

روزها و لحظه ها رفتند برق آسا

جمعه ها اندر پی هم آمدند و...هیچ.

نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 19:1 توسط چشم به راه|

عرشی پرندگان جهان عاشقت شدند

برگرد چون زمین وزمان عاشقت شدند

باور کن ای پرنده ی عرش آشیان عشق

کروبیان هر دو جهان عاشقت شدند


ای گرانمایه ترین گوهر امکان عجل

بهر فرماندهی ای صاحب فرمان عجل

صاحبا از پی سرکوبی عدوان عجل

سرورا از پی دل جویی یاران عجل

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 16:20 توسط چشم به راه|

صبر نصف ایمان است.

صبر گنجی از گنج های بهشت است.

ایمان صبر و سخاوت است.

امام صادق (ع) نیز می فرمایند:اگر هر مومنی که به بلایی مبتلا می شود صبر کند اجر هزار شهید دارد.

نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 21:15 توسط چشم به راه|

صبر از نظر ایشان بر دو نوع است:صبر در برابر بلا که نیکو و زیباست و برتر از آن پرهیز از حرام است.

از ایشان در باره ی صبر جمیل پرسیدند.فرمودند:

صبر جمیل صبری است که در آن شکایت نباشد.(باید توجه داشت که شکایت به خدا اشکالی ندارد چنانی که در دعای کمیل می خوانیم :اشکوا الیک)

نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 21:9 توسط چشم به راه|


آخرين مطالب
» مهدی جان
» شش گوشه
» دلتنگی
» از عاشورا بشنویم
» چی بگم؟
»
» کربلا
» عرشی
» پیامبر (ص) وصبر
» امام باقر (ع) و صبر

Design By : Pichak